الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

72

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

آنها به آنچه ما عقيده داريم عقيده ندارند ، فرمود : آنها ما را دوست دارند و چون عقيده شما را ندارند از آنها بيزارى ميجوئيد ؟ گفتم : آرى ، فرمود : ما هم عقايدى داريم كه شما نداريد ، پس سزاوار است كه ما هم از شما بيزارى جوئيم ؟ عرضكردم : نه قربانت گردم . فرمود : نزد خدا هم حقايقى است كه نزد ما نيست ، گمان دارى خدا ما را دور مياندازد ؟ عرضكردم : نه به خدا ، قربانت گردم ، نميكنيم ( از آنها بيزارى نميجوئيم ) فرمود : آنها را دوست بداريد و از آنها بيزارى مجوئيد ، زيرا برخى از مسلمين يكسهم و برخى دو سهم و برخى سه سهم و برخى چهار سهم و برخى پنج سهم و برخى شش سهم و برخى هفت سهم ( از ايمان را ) دارند . پس سزاوار نيست كه صاحب يكسهم را بر آنچه صاحب دو سهم دارد ، وادارند و نه صاحب دو سهم را بر آنچه صاحب سه سهم دارد و نه صاحب سه سهم را بر آنچه صاحب چهار سهم دارد و نه صاحب چهار سهم را بر آنچه صاحب پنج سهم دارد و نه صاحب پنج سهم را بر آنچه صاحب شش سهم دارد و نه صاحب شش سهم را بر آنچه صاحب هفت سهم دارد ( يعنى از مقدار استعداد و طاقت هر كس بيشتر نبايد متوقع بود ) . اكنون برايت مثلى ميزنم : مردى ( از اهل ايمان ) همسايه‌ئى نصرانى داشت ، او را باسلام دعوت كرد و در نظرش جلوه داد تا بپذيرفت . سحرگاه نزد تازه مسلمان رفت و در زد ، گفت : كيست ؟ گفت : من فلانى هستم ، گفت : چكار دارى ؟ گفت : وضو بگير و جامه‌هايت را بپوش و همراه ما به نماز بيا ، او وضو گرفت و جامه‌هايش را پوشيد و همراه او شد ، هر چه خدا خواست نماز خواندند ( نماز بسيارى